تبلیغات
مطالب گوناگون http://s9.picofile.com/file/8364605068/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF.gif
Rss
Logo
ADS

آخرین مطالب

نویسندگان
لینکدونی
» فروشگاه ساز
» میلیتاری نیوز
» مجله اینترنتی استوا
» بازاریابی اینترنتی
» فروش مقاله
» گن لاغری مردانه
» دانلود مقاله
» قالب وردپرس
» مدل لباس مجلسی
» فروشگاه اینترنتی لباسی
» سرویس کاهش پینگ | سرویس افزایش سرعت دانلود | کاهش پینگ
» اخبار پزشکی
» گل و گلدون
» ساخت بک لینک
» ساعت مچی جی شاک
» خرید دانگل براوو
» اتو موی پرو ویو prowave
» ساعت دیواری با گارانتی
» لذت آموزش هنر آشپزی با سوران آشپزی
» مهدی
» پایگاه جامع مداحی دکتر حاج میثم مطیعی
» دانلود پروژه، مقاله و تحقیق دانشگاهی همه رشته ها
» خرید سرور مجازی
» خرید مونوپاد
» ساعت مچی + گارانتی برگشت
» عشقی از آرامش( محدثه جان)
» تصاویر جدید
» نایاب ترین ها
» آموزش خیاطی
» قالب وردپرس
» قاب دل من
» دفتر ترجمه
» دنیای نامیرا
» فروشگاه اینترنتی شیکسون - ShiXoN
» رهایی
» چای ساز و قهوه جوش همراه
» هنر و ادبیات
» فروشگاه اینترنتی زیورآلات و فیروزه
» تسیستم آموزش کسب در آمد از اینترنت مجاز
» محمد
» رز گاز
» ماشین لباسشویی
» رز گاز
» فروشگاه اینترنتی زیورآلات
» دانلود پایان نامه
» دانلود مقاله
» پوسته وردپرس
» دلتنگی های یه دلشکسته
» هبلکس
» ای اس وان موزیک
» لیست لینک ها
+ ارسال لینک
درباره ما

امیدوارم از این وبلاگ لذت ببرید
با نظرات خوبتون در بهتر شدن وبلاگ مارو همراهی کنید.

چه چیزی در این وبلاگ هست؟

دانلود فیلم. بازی و برنامه های اندرویدی دانلود موسیقی
مطالب عاشقانه. طنز. خبر. مذهبی عکس.مطالب پزشکی.... و خیلی از مطالب دیگه در این وبلاگ.
با ما همراه باشید
ایجاد کننده وبلاگ : رباب مرادی

............... ................

..............................

نظرسنجی
آمار بازدید
کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
ADS
  • تاریخ : دوشنبه 30 آذر 1394, 12:36 ب.ظ
دسته بندی : امام زمان , گالری ,
آغاز امامت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خدمت منتظران تبریک عرض میکنم

آغاز گشته امامت مهدی موعود

روشن کنید شمعها و عود

برای آمدنش دعا کنید

طولانی کنید نمازتان رابا سجود


ای نعمت باطنی عالم مهدی

وی نور دل نبی خاتم، مهدی

تکمیل نموده رب به تو نعمت ها

ای نعمت جاری دمادم ، مهدی

سالروز آغاز امامت و ولایت گل سرسبد عالم هستی، تبریک و تهنیت


مهدی جان!

سئوالی ساده دارم از حضورت … من آیا زنده ام وقت ظهورت …

اگر که آمدی من رفته بودم … اسیر سال و ماه و هفته بودم …

دعایم کن دوباره جان بگیرم … بیایم در رکاب تو بمیرم…

بر چهره پر ز نور مهدی صلوات … بر جان و دل صبور مهدی صلوات …

تا امر فرج شود مهیا بفرست … بهر فرج و ظهور مهدی صلوات…


جلوه گل عندلیبان را غزل‌خوان می‌کند

نام مهدی صد هزاران درد درمان می‌کند

مدعی گوید که با یک گل نمی‌گردد بهار

من گلی دارم که عالم را گلستان می‌کند

نهم ربیع الاول، عید منتظران مبارک



سر خوش آن عیدی که آن بانی نور

از کنار کعبه بنماید ظهور

قلب ها را مهر هم عهدی زند

از حرم بانگ اناالمهدی زند











برچسب ها : ام زمان , تبریک , امامت امام زمان , اس ام اس ,

  • تاریخ : یکشنبه 29 آذر 1394, 09:29 ق.ظ
دسته بندی : مشاوره , اعتماد به نفس , سید مجتبی حورایی ,

                         

اعتمادبه‌نفس قسمت 2-                       اعتمادبه‌نفس، ذاتی نیست


یکی از موانع درونی و جدی اعتمادبه‌نفس، این باور غلط است که « اعتمادبه‌نفس ذاتی است». 

برخی تصور میکنند اعتمادبه‌نفس، از طریق وراثت و ژنها منتقل میشود و خصلتی ذاتی است. 

این عده گمان میکنند چون اعضای درجهی یک خانواده و به‌ویژه پدر و مادرشان اعتمادبه‌نفس ندارند یا نداشتهاند، ایشان هم از آن محرومند. این باور از آن جهت خطرناک است که شخص را از هر نوع تلاش 

برای کسب و ارتقای اعتمادبه‌نفس ناامید و دلسرد میکند.

 اعتمادبه‌نفس هرگز ذاتی نیست، میشود دودمان و اجداد شما از ویژگی اعتمادبه‌نفس بهرهای نبرده باشند

 و درعوض شما سرشار از آن باشید. از سویی، ممکن است در وجنات و سکنات اعضای خانواده‌ی شما اعتمادبه‌نفس موج بزند، اما شما کوچک‌ترین نشانی از این ویژگی مثبت نداشته باشید.

مسلم بدانید که اعتمادبه‌نفس از جمله ویژگیهای اکتسابی است كه میتوان آن را ایجاد کرد و پرورش داد.

برای اثبات اکتسابی بودن اعتمادبه‌نفس، توجه داشته باشید که ما انسانها،

 تنها صفاتی را در دیگران تحسین میکنیم که اکتسابی باشد و آنان این ویژگی را با تلاش و

 جدیت و ممارست در خود ایجاد کرده باشند؛ و هرگز صفات ذاتی را تحسین نمیکنیم.

 به‌عنوان مثال نمیگوییم آفرین که چشمهایت چون نرگس مست است و مرحبا بر تو که قامتی رعنا همچون

 سرو داری! آفرین‌گفتن ما در چنین مواقعی از آنجا مضحک است که هیچکس در زیبایی چشم

 یا بلندی قامتش کوچکترین دخالتی نداشته و این ویژگی‌ها ژنتیکی است. 

ولی میگوییم: «آفرین، چه پسر مؤدبی...» چراکه نظم و ادب، ذاتی نیست و خود شخص،

 با تمرین و توجه و مداومت، آنها را به صورت عادت رفتاری درآورده است.

 اعتمادبه‌نفس نیز از آن ویژگیهایی است که ما با مشاهدهی آثار آن در دیگران، 

لب به تحسین میگشاییم. همین پدیده به‌خوبی روشن میسازد که این ویژگی قابل تحصیل است

 و میتوان آن را با تمرین کسب کرد.

کسی که پدر و مادری بیسواد دارد به بیسوادی و جهل محکوم نخواهد بود و میتواند تحصیل کند، 

چنان که بسیاری بودهاند و هستند که از خانواده‌هایی بیسواد یا کمسواد برخاستهاند اما با تلاش و اراده و همت فراوان، به مراتب بسیار بالای تحصیلی رسیدهاند.

البته ممکن است بپرسید همچنان که اگر پدر و مادر تحصیل‌کرده باشند در رشد 

و ارتقای تحصیلی فرزندشان فوقالعاده مؤثرند، آیا پدر و مادری که خود از خصیصه‌ی ارزشمند

 اعتمادبه‌نفس برخوردارند، به ایجاد و تقویت آن در فرزند خود کمک شایان نمیکنند؟

البته پاسخ مثبت است. اما بی‌شك اذعان دارید تضمینی وجود ندارد كه پدر و مادر تحصیل‌کرده، 

فرزندان تحصیل‌کرده به جامعه تحویل دهند و پدر و مادری که سرشار از خودباوریاند،

 همیشه هم فرزندی متکی به خود و دارای اعتمادبه‌نفس بار نمیآورند.

خانواده و پدر و مادر تنها میتوانند نقش تسهیلکننده و یاریدهنده را ایفا کنند و عامل مهم، 

خواستن، تمایل و همت و پشتکار خود شماست.

باور به این‌که اعتمادبه‌نفس پدر و مادر فرزندان را به کسب این ویژگی ترغیب میکند 

اما به هیچوجه تضمینکنندهی آن نیست، باید ما را بیش از پیش به تلاش برای تحصیل اعتمادبه‌نفس برانگیزد

 تا هم به خودمان کمک کنیم و هم به فرزندانمان، چه اکنون چه در آینده.

بنابراین برای اقدام به قصد ایجاد، بهبود یا پرورش اعتمادبه‌نفس، قبل از هرچیز این باور را در خود ایجاد کنید که اعتمادبه‌نفس اکتسابی است.

 شما در هر وضعیت که بزرگ شده اید در هر خانواده ای که رشد یافته اید و در هر موقعیت ناگوار 
و نامطلوبی که پیش از این قرار گرفته اید, باز هم میتوانید خودباوری و اعتماد به نفستان را ارتقا دهید.
به جای اینکه ذهن را به به اوضاع نامطلوب و نامساعدی معطوف کنید که به ضعف خودباوریتان منجر شده 
و بجای محکوم کردن اوضاع و احوال و محیط اطرافیان, در این باره فکر کنید.
که من میتوانم همه ی این ضعف ها را با تمرین های ذهنی و رفتاری جبران کنم 
و فردی با اعتماد به نفس فوق العاده باشم.


 منبع:hooraei.com
برچسب ها : اعتماد به نفس , مشاوره , سید مجتبی حورایی , خودباوری , مطالب گوناگون ,

  • تاریخ : شنبه 28 آذر 1394, 11:32 ق.ظ
دسته بندی : مشاوره , سید مجتبی حورایی , شنبه های پر انرژی ,

دوست   خوب    من    سلام؛
یادت باشه امروز به خودی خود پرانرژی نمیشه. انرژی رو تو باید به خودت و لحظه های زندگیت تزریق کنی

 و اولین قدم اینه که منتظر یک اتفاق خاص نباشی. باید یاد بگیری بهانه های شاد بودن و پرانرژی شدنت رو

 از داشته ها و موجودی الان خودت پیدا کنی. روزهای کم انرژی مال کسانیه که شادمانیشون رو وابسته

به یک اتفاق خاص کردن. اونایی که منتظرن با حل مسایل شون یا رسیدن به آرزوهاشون، شاد و پرانرژی بشن.

 اگه تو از این دسته از آدما باشی لحظهلحظههای زندگیت رو که هنوز به حل مشکلاتت منجر نشده

و به آرزوهات نرسیدی، برای خودت تلخ و ناگوار کردی و اگه اون مسایلی که منتظر حل اونا هستی هیچ وقت 

حل نشه و آرزوهایی که علاقهمند به تحقق اونها هستی هیچ وقت اتفاق نیفته یعنی اینکه یه عمر رو 

 با غصه و ناراحتی سپری کردی.

متأسفانه توی دنیای ما یکی منتظر دعاها و نذر و نیازهاش واسه ی بچه دار شدن اجابت بشه تا شاد بشه،

 یکی دیگه منتظر تا با قبولی در کنکور و رشته ی مورد علاقه اش انرژی بگیره. 

یکی آرزو می کنه درآمدش چند برابر بشه تا شادی و نشاط بالایی را تجربه کنه، 

یکی منتظر یه خواستگار خوب براش بیاد و ازدواج کنه تا حالش خوب بشه و یکی هم منتظر شریک زندگیش، 

بهش اظهار عشق و علاقه کنه تا انرژی بگیره.

 همهی اینها در واقع همون افرادی هستن که مهارت شادزیستن رو بلد نیستن.
البته این خیلی هم خوبه که شما دوست داشته باشین مشکل
تون رو حل کنین و به آرزوهاتون برسین

 اما یادتون باشه اونچه که بده و نمیذاره تا شما روزهای شاد و پرانرژی رو تجربه کنین

 اینه که حال خوب تون رو وابسته به اون اتفاق ها کنین.
روزهای پر انرژی مال اونهاییه که به داشته
های الان و اکنون خودشون خشنودند.

 به هیچ چیز و هیچ کس و هیچ اتفاقی وابسته نباش.

 به داشتههای اینجا و اکنون خود نگاه کن که برای خیلی ها آرزوهای اونجا و فرداست. 

اینجوریه که میتونی روزهای پرانرژی و شادی رو تجربه کنی.

با آرزوی روزهای پرانرژی

منبع:hooraei.com

برچسب ها : سید مجتبی حورایی , مشاوره , شنبه های پرانرژی , مطالب گوناگون ,

  • تاریخ : جمعه 27 آذر 1394, 03:31 ب.ظ
دسته بندی : مشاوره , اعتماد به نفس , سید مجتبی حورایی ,

            اعتماد به نفس قسمت اول

باورهای خود را تغییر دهید



اعتماد به نفس چیست؟ آیا اعتماد به نفس، یک طرز تفکر، شیوه نگرش یا  باور خاص است که بر شخص حاکم است؟ آیا اعتماد به نفس، مجموعه رفتارهای مثبتی است که در شخص مشاهده میشود، یا صرفاً یک احساس درونی است؟ در حقیقت اعتماد به نفس تقابلی است از این سه پدیده: باور- رفتار- احساس اگرچه نقطهی شروع اعتماد به نفس باورهای مثبت و پیشبرنده است، هر یک از این سه، چون اضلاع یک مثلث بر دو ضلع دیگر اثر میگذارد. در واقع، هر باور و طرز تفکر مثبت، رفتار مثتبی به دنبال میآورد و بروز این رفتار، احساس مثبت خاصی در شخص ایجاد میکند.این احساس مثبت، آن باور اولیه را تقویت میکند و باورهای استوار، رفتارهای استوارتر و گستردهتری به دنبال دارند که به نوبهی خود سبب به وجود آمدن احساسی خوب و عالیاند. این چرخه به همین ترتیب عمل میکند: توجه داشته باشید، که نقطه شروع و عامل مولد و زایندهی اعتماد به نفس باورهای شخصی ماست.در ابتدای امر، عقاید و طرز تفکر ماست که از ما فردی واجد یا فاقد اعتماد به نفس می سازد. اگر خوب دقت کنید می بینید کسانی که سرشار از اعتماد به نفس و خودباوری هستند، باورهای مثبت، سازنده و الهام بخش فراوانی دارند که با آنها زندگی میکنند واز تکتکشان انرژی و نیروی حرکت میگیرند.هرچه این باورها پررنگتر میشود انگیزهی عمل و جرأت انجام نیز افزایش مییابد. از سوی دیگر، کسانی که اعتماد به نفس ندارند، متأسفانه ذهنی انباشته از باورهای نومید کننده و اندیشه های ویرانگر دارند و طبیعی است که هرچه این باورهای منفی، شدت و عمق بیشتری داشته باشد، جرأت و جسارت حرکت و عمل کمتر خواهد بود. بنابراین من و شما باید برای بهبود و پرورش اعتماد به نفس، قبل از هر چیز باورهایمان را بازسازی و اصلاح کنیم. تغییر رفتار، بدون اصلاح در نگرش و باور، هرگز نمی تواند به اعتماد به نفس کامل و پایدار منجر شود و تنها ممکن است در یک مقطع زمانی و مکانی محدود، به دیگران چنین وانمود کند که ما اعتماد به نفس داریم اما به زودی در پی تغییر شرایط زمانی و مکانی، روشن می شود ما از ابتدا دچار خلل یا فقدان اعتماد به نفس بودهایم. باورهای درست و مثبت: زیر ساخت اعتماد به نفس مرغوبیت آسفالت خیابان، هرگز تضمین کنندهی همواری مسیر و بی دردسر طی کردن آن نیست، مگر آنکه زیرسازی راه عالی انجام شده باشد. بیتوجهی کردن آن نیست، مگر آنکه زیرسازی راه عالی انجام شده باشد.بیتوجهی کردن و کمدقتی در زیرسازی، آسفالتهای مرغوب را هم ضایع میکند. باورهای صحیح، حکم زیرسازی خیابان و جاده را دارد و رفتارهای درست به منزله آسفالت و روکش کف خیابان است که قطعاً نبود و فقدان هر یک، مشکل ساز است. همانطور که بدون باورهای درست و مثبت نمیتوان اعتماد به نفس داشت، بدون عملی کردن این باورها نیز نمیتوان به جایی رسید.صرف داشتن باورهای خوب و مثبت چون« من به لطف الهی میتوانم»، اگر با رفتاری در همان راستا همراه نباشد هرگز به تحکیم اعتماد به نفس منجر نمیشود، مثلاً این که شما صرفاً باور داشته باشید در مقابل جمع صحبت کردن، ترس ندارد، شما را در این کار خبره و توانا نمیسازد، بلکه باید خود را وادار کنید با همان باور مثبت و محکم، جلوی جمع سخن بگویید و چندوچون آن را تجربه کنید. اعتماد به نفس چیست؟ اعتماد به نفس یعنی داشتن باور و احساسِ «من میتوانم»، به هنگام انجام کار یا وظیفهای که پیش روی ماست، صرف نظر از اینکه دیگران هم این توانایی را(کم یا زیاد) دارند یا ندارند.در حقیقت برای سنجش میزان اعتماد به نفس هرگز نباید در مقام مقایسهی خود با دیگران برآییم که ببینیم در زمینهای بخصوص، از دیگران بهتر و توانمندتریم یا نه.یعنی اهمیت ندهیم آیا فرد دیگری هم قادر به انجام کاری که میخواهیم انجام بدهیم هست یا خیر. به عنوان مثال، فرض کنید قرار است فردا برای جمعی صحبت(سخنرانی) کنید.برای این کار، اهم سرفصل های موضوعی را که بناست دربارهاش حرف بزنید روی کاغذ میآورید و پیشنویسی تهیه میکنید و براساس آن سخنرانی را تمرین میکنید؛ سپس به خود میقبولانید که توانایی انجام این کار را دارید و میتوانید از عهدهاش برآیید.در این مرحله نباید برایتان مهم باشد چند نفر دیگر هم، (حتی در میان کسانی که قرار است فردا پای سخنان شما بنشینند ) این توانایی و مهارت را دارند. باز تصور کنید میخواهید وسیلهای را بسازید یا تعمیر کنید.اعتماد به نفس یعنی پیشاپیش باور داشته باشید با اراده و همت و تلاشتان و البته با کمک خداوند مهربان، «میتوانید»این کار را به سرانجام برسانید.دیگر به این کاری ندارید که توانایی دیگران در این زمینه در چه حدی است.مهم این است که شما توانایی خود را به نسبت کارتان ارزیابی کنید نه در مقایسه با دیگران. ما برپایهی باور و احساسِ «میتوانم»، اعتماد به نفس داریم؛ در عین اینکه دیگران را هم افرادی توانمند میدانیم. همین تعریف و نگاه درست، مانع میشود که اعتماد به نفسمان بذر غرور و تکبر بیفشاند.در تعریف نادرست اعتماد به نفس، به خود القا میکنیم که از دیگران بالاتر، بهتر و توانمندتریم در حالی که دیگران از ما پایینتر، ضعیفتر و ناتوانترند. بنابراین اعتماد به نفس یعنی باور به اینکه شما: میتوانید با وجود همهی سختیها و مشکلات موفق شوید؛ میتوانید ضعفهای اخلاقی و رفتاری خود را اصلاح کنید؛ میتوانید بیسار بیش از اینها رشد و پیشرفت کنید؛ میتوانید در مسیر دستیابی به هدف ثابتقدم باشید؛ میتوانید مستقل باشید و روی پای خود بایستید؛ میتوانید هیجانات و عواطف و احساسات خود را مهار کنید؛ میتوانید و میتوانید و میتوانید. ادامه دارد...

منبع:hooraei.com

برچسب ها : سید مجتبی حورایی , اعتماد به نفس , مشاوره , خودباوری ,

  • تاریخ : سه شنبه 24 آذر 1394, 06:56 ق.ظ
دسته بندی : آسیب های دوستی قبل از ازدواج , سید مجتبی حورایی ,
دوستی های قبل از ازدواج قسمت 4) آیا می توانم به این دوست اعتماد کنم 2 ؟


آیا می توانم به این دوستم اعتماد کنم؟(2)

 در شماره‎های قبل 4 پیامد دوستی‎های قبل از ازدواج را بیان کردیم و در این شماره به سه آسیب دیگر اشاره می‎کنیم. 5- لطمه‎های تحصیلی: از لحاظ روان‎شناسی، انسان بر چیزی که بیشتر مورد علاقه ی اوست تمرکز بیشتری دارد و هرچه تمرکز بر یک موضوع خاص افزایش یابد ناخودآگاه از میزان تمرکز بر موضوعات دیگر کاسته می‎شود. برای دختر و پسر جوانی که در اوج هیجانات و عواطف هستند، این رابطه چنان لذت‎بخش و شیرین است که تمام فضای ذهنی‎شان را اشغال می‎کند. تا زمانی که با هم و در کنار هم هستند که کاملاً دل به هم داده‎اند. وقتی هم که در کنار هم نیستند، تمام فضای ذهنی‎شان از فکر و خیال دوست پر است. یا رابطه و گفتگوی دیروز را مدام مرور ذهنی می‎کنند یا در اندیشه ی فردا هستند که چگونه ظاهر شوند و چه بر زبان بیاورند. این تمرکز و درگیری ذهنی چنان شدید است که مجالی و علاقه‎ای برای تمرکز بر فعالیت‎های روزمره باقی نمی‎ماند. دختر و پسری که در دبیرستان یا دانشگاه مشغول به تحصیل هستند، اصلاً نمی‎توانند ذهنشان را بر درس‎هایشان متمرکز کنند و نسبت به تحصیل احساس بی علاقگی شدیدی می‎کنند. یکدفعه به خود می‎آیند و می‎بینند دقایق زیادی است که چشمشان روی یک خط توقف کرده و در خیال معشوق هستند. این عدم دقت و تمرکز قطعاً موجب افت تحصیلی جدی آنان می‎شود. در همان زمانی که این جوان باید در اوج نشاط و جدیت درس بخواند و سرنوشت موفقیت‎‎آمیز خود را رقم بزند، متأسفانه با تدارک رابطه‎ای غلط و نابجا همه چیز را به هم می‎ریزد. بسیار دیده‎ایم که دختر و پسری بسیار باهوش و بااستعداد بوده‎اند و همه‎ی اطرافیان، آینده‎ی تحصیلی فوق‎العاده خوبی را برایشان تصور می‎کردند، مسئولان مدرسه یا دانشکده استعداد و قابلیت‎هایشان را می‎ستودند و خانواده نیز بسیار به موفقیت فرزندشان امید داشتند، ولی متأسفانه در همین زمان بسیار حساس و سرنوشت‎ساز، همه چیز تباه می‎شود. این دختر و پسر می‎توانستند در رشته‎ای بسیار بهتر و مناسب‎تر قبول شوند و چه بسا پیشرفت‎های قابل ملاحظه‎ای بکنند اما... بیشترین استرس و اضطراب در این شرایط ناشی از مخفی بودن و تلاش به منظور پنهان نگه داشتن ارتباط و نیز عذاب وجدان ناشی از احساس گناه است که این‎ها در مورد دختر و پسری که در دوران عقد هستند وجود ندارد؛ به همین دلیل اگر هم آن‎ها دچار افت تحصیلی شوند هرگز به این میزان نیست. من به شخصه شاهد بودم که پسری  بسیار با استعداد که در یکی از رشته‎های فنی درس می‎خواند، پس از سه سال و اندی تحصیل با دختری دوست شد و این دوستی پس از مدتی دلدادگی، به جدایی انجامید. پسر دو سه بار مشروط شد و نهایت، در حالی که فقط یکی دو ترم تحصیلی تا گرفتن مدرک مهندسی‎اش فاصله داشت از دانشکده اخراج شد و هرگز نتوانست کار را به انجام برساند. 6-لطمه‎های شغلی: دوستی‎های قبل از ازدواج دختر و پسر، برای پسرهای جوان یک پیامد جدی دیگر دارد و آن لطمه‎های شغلی است. براساس آنچه در لطمه‎های تحصیلی نیز گفتیم، پسری که به کاری در جایی مشغول است، دل و دماغ کار ندارد. هیجان و التهاب وعده‎های دیدار برای او دیگر حوصله‎ای برای کار کردن نمی‎گذارد. کم کم فعالیت شغلی‎اش نامنظم می‎شود. دیرتر می‎اید، زود جیم می‎شود، به هزار ترفند کار را رها می‎کند تا به قرارش برسد. (دوست دخترش غروب‎های کمتر می‎تواند بیرون بیاید، و لازمه‎ی قرارهای ملاقات صبح و عصر هم ترک محل کار است). ادامه ی این روند نامنظم کار کردن، بی‎دقتی و بی‎حوصلگی و عدم تمایل به کار، کم‎کم می تواند منجر به از دست دادن آن شغل شود. همه‎ی این‎ها در شرایطی است که جوان از ابتدای زندگی مسئولانه‎ی خود، باید برای تدارک یک زندگی موفق و آینده‎ای روشن با تلاش و تمرکز و جدیت فراوان کار کند و کار کند و کار کند. اما شغلی که شاید به سختی به دست آورده بود به راحتی از دست می‎دهد و بعدها حسرتش را می‎خورد. پسر جوانی می‎گفت: « به واسطه‎ی یکی از آشنایان که به من بسیار لطف و محبت داشت در یک شرکت بازرگانی مشغول به کار شدم. با صداقت و امانت و جدیتی که داشتم خیلی زود رشد کردم و مرا مسئول خرید شرکت کردند؛ موقعیتی که از لحاظ اعتبار و درآمد آرزوی بسیاری از جوانان هم سن و سال من بود. در همان دوران با دختری آشنا شدم. اما این دختر از هیچ جهت به من و خانواده‎ام شبیه نبود؛ نه از لحاظ مالی، فرهنگی، عقیدتی و... « اما من بی‎توجه به این مسائل رابطه‎ام را روز به روز بیشتر و بیشتر می‎کردم. او هم مرا بسیار دوست داشت. برای حفظ این رابطه بسیار بسیار برایش خرج می‎کردم. کادوهایی می‎خریدم که شاید کمتر پسری برای دوست دخترش بخرد، رابطه‎ی عاطفی ما جدی‎تر و جدی‎تر می‎شد.دیگر دوست داشتم شبانه‎روز پیش او باشم. به بهانه‎ی خرید برای شرکت بیرون می آمدم و یکراست سراغ او می‎رفتم. اگر هم در شرکت بودم مشغول گفتگوی تلفنی(واضح است که با دوست دخترم) بودم. خلاصه اینکه چنان بی‎تاب عشقم بودم که مدام موقعیتم در محل کار بدتر و بدتر می‎شد. مسئولیت خرید شرکت را به کسی دیگر دادند. من هم که دیگر بهانه‎ی بیرون آمدن نداشتم نهایتاً خودم کار را رها کردم. بعدها آن رابطه هم فرجامی نداشت و دوستی ما خاتمه یافت. بگذریم از اینکه این واقعه تا مدت‎ها چه زخم مهلکی به من زد. «سال‎ها گذشت. من ازدواج کردم و اکنون فرزندانی دارم. شغل چندان مناسبی ندارم. مستأجرم و با زحمت چرخ زندگی‎ام می‎گذرد. الان که راجعه به گذشته فکر می‎کنم می‎بینم اگر فقط دو سه سال آن کارم را با جدیت ادامه می‎دادم و آن رابطه‎ی لعنتی شکل نمی‎گرفت. الان چه روزگار متفاوتی داشتم و چقدر موفق بودم. هر وقت یادم می آید حسرتی عمیق وجودم را فرا می‎گیرد ولی چه فایده که گذشته برنمی‎گردد... » این اتفاقی است که مشابه آن بر سر بسیاری از پسرهایی که به این رابطه‎ها و دوستی‎های قبل از ازدواج دامن زده‎اند آمده است. 7- لطمه‎های مالی: یکی از آثار سوء دوستی‎های قبل از ازداوج خصوصاً برای پسرها لطمه‎های مالی است. پسرها معمولاً در دوران جوانی که به چنین رابطه‎ای دامن می‎زنند سه وضعیت بیشتر ندارند: یا هنوز مشغول تحصیل یا گذراندن خدمت سربازی‎اند یا به دنبال کار می‎گردند ( که اغلب چنین هستند)، یا تازه به کاری مشغول شوند و ابتدای کار هستند و هنوز وضعیت اشتغالشان به گونه‎ای نشده که درآمدی مکفی داشته باشند. تدارک دوستی با جنس مخالف، قطعاً می‎طلبد که پسر هزینه کند. بالاخره اگر خودروی شخصی هم در کار نباشد، تاکسی و آژانس و رفت و آمد هزینه دارد.( با اتوبوس که نمی‎شود با دوست دختر بیرون رفت!) گاهی کافی شاپ و پیتزا(!) هم حتماً لازم است و دست کم گاهی کادویی هم برای اظهار محبت و عشق لازم است؛ به مناسبت عید، سالروز تولد یا هر مناسبت دیگری. دخترها هم معمولاً دوست دارند پسرها خرج کنند و در چنین شرایطی اصلاً کاری ندارند که توان مالی پسر در چه حدی است. صرفاً از اینکه «خرجشان کنند» احساس خوبی به ایشان دست می‎دهد. پسر هم برای اینکه همین لبخند و رضایت را ببیند و همین « مرسی عزیزم» ها را بشنود دست به هر کاری می‎زند تا آنچه را لازم است بخرد و هزینه کند. ضمن اینکه خود پسر هم برای اینکه ظاهرش از نگاه دختر جذاب و دوست‎داشتنی و « با کلاس» باشد به هزینه کردن مبالغی هنگفت برای تهیه‎ی لباس آن هم از نوع مارک دار و « مُد روز» دست می‎زند و این‎ها همه کمترین مخارجی است که گویی طی یک قرارداد نانوشته، به عهده‎ی پسرهایی است که می‎خواهند با دختری دوست شوند و البته آن را ادامه دهند و پایدار نگه دارند وگرنه می‎توان بسیار بیشتر از این‎ها هزینه کرد و دل دختر را بیشتر به دست آورد! پسرها می‎دانند که برای کمتر هزینه کردن باید صرفاً حواس دختر را پرت کرد و مدام موضوع را عوض کرد وگرنه معمولاً دخترها در بیرون آمدن‎ها، احساس گرسنگی می‎کنند و بسیار تشنه‎اند. مقابل یک فروشگاه کفش و کیف به تماشا می‎ایستند و به شما می‎گویند که چقدر از این کیف‎ها خوش‎شان می‎آید و چقدر عاشق آن کفش‎ها هستند! به شما اعلام می‎کنند که هفته‎ی بعد تولدشان است و پارسال از پسردایی چه کادوی قشنگ و (البته گرانی) گرفته‎اند. البته معمولاً دنبال یک گوشی موبایل خوب هم می‎گردند و شارژ ایرانسل‎شان هم تمام شده!و عجیب آنجاست که پسرها هم معمولاً در هر زمینه‎ آشنا دارند: -اگر کی‎برد کامپیوترت مشکل داره بده من. رفیقم کارش تعمیر کی‎برده، یه نصفه روز ردیفش می‎کنم. اصلاً حرف پولش رو هم نزن، نه بابا رفیقمه، پول نمی‎گیره... (ولی کدام رفیق؟ کدام تعمیر مجانی؟)و این‎ها همه ناشی از این است که پسرها (مردان) دوست دارند طرف‎شان را تأمین کنند. این حمایت و تأمین احساس خوبی به آنان می‎دهد، حتی اگر لازم باشد به دلیل آن به هزار زحمت بیفتند.دقت کنید که همه‎ی این‎ هزینه‎ها زمانی به پسر تحمیل می‎شود (بخوانید خودش به خودش تحمیل می‎کند) که تازه سر کار رفته یا هنوز شغلی ندارد و خودش متکی به جیب باباست. در این شرایط که پسر باید اندوخته‎های کم و درآمدهای ناچیزش را مدیریت و پس‎انداز کند یا به کار بیاندازد و سرمایه‎ای برای آینده فراهم آورد، تبدیل می‎شود به مصرف کننده که البته مدام هم کم می‎آورد و این یعنی لطمه‎ی مالی که توأم با فشار روانی است و در مورد آن بیشتر صحبت می‎کنیم.البته در مقیاس بسیار کمتر، همین لطمه‎های مالی به دختر هم وارد می‎شود زیرا گاهی مجبور می‎شود جواب کادوهای پسر را بدهد و به کیف و کفش و لباسش هم بیشتر برسد تا همچنان جذاب بماند!


منبع:hooraei.com
برچسب ها : دوستی های قبل از ازدواج , سید مجتبی حورایی , شکست عشقی , اسیب های اجتماعی ,

  • تاریخ : یکشنبه 22 آذر 1394, 02:00 ب.ظ
دسته بندی : سید مجتبی حورایی , آسیب های دوستی قبل از ازدواج ,
(دوستی های قبل از ازدواج قسمت 3)

آیا می توانم به این دوست اعتماد کنم؟





«آیا می توانم به این دوست اعتماد کنم؟» در شماره های قبل گفتیم که دوستی های قبل از ازدواج هرگز گزینۀ مناسبی برای شناخت
طرف مقابل و تدارک یک ازدواج موفق و پایدار نیست. گفتیم که از آنجا که جاذبه های بین دو جنس

مکمل (دختر و پسر)، محرکی برای هیجانات، عواطف و احساسات است، مانع شناخت است. ضمن اینکه رفتارهایی که قرار است ما از مشاهدۀ آن پی به شخصیت طرف مقابل مان ببریم
تصنعی است و رفتارهای تصنعی هرگز نمی تواند منجر به شناخت درستی شود. در این شماره به دو مورد دیگر از این دلایل اشاره می کنیم:
3.پیشنهاد دوستی نشانه‎ی عقیده‎ای نادرست است. شما چرا ازدواج می‎کنید؟ چون همه ازدواج می‎کنند؟ چون از تنهایی در بیایید؟ 
آیا ازدواج می‎کنید صرفاً برای این‎که به غرایز جنسی خود پاسخ گویید؟ آیا برای خاطر حرف مردم ازدواج می‎کنید؟
آیا عقیده دارید که این شتری است که در خانه‎ی همه می‎خوابد و شما هم....
 قطعاً هیچ‎یک از این‎ها به تنهایی نمی‎تواند دلیلی قانع کننده برای ازدواج باشد.
باید پشت‎سر قصد و نیت ازدواج هرکس ، علت و دلیل محکمی باشد که برای شروع و ادامه‎ی زندگی مشترک به او انگیزه‎ی جدی و قوی بدهد. 
اگر من و شما برای ازدواج‎مان دلایل محکمی نداشته باشیم
تحمل سختی‎های آن بسیار دشوار می‎شود و شاید خیلی زودتر از آنچه تصور می‎کنیم به فکر طلاق بیفتیم.
ما باید قبل از این‎که قصدمان از ازدواج را در ذهن خود جستجو کنیم
قصدمان را از زندگی کردن پیدا کنیم. اصلاً چرا در این دنیا هستیم؟ قصد حضور ما در هستی چیست؟ از تولد تا مرگ در جستجوی چه هستیم؟ خوردن، خوابیدن، لذت، ثروت، شهرت....؟!
آیا هیچ‎کس بهتر از کسی که ما را خلق کرده می‎تواند پاسخگوی علت حضور ما در این هستی باشد؟ همچنان که تولید کننده‎ای که وسیله‎ای را تولید کرده بهتر از همه می‎تواند بگوید این وسیله چیست  و برای‎ چه طراحی و ساخته شده است.در یک کلام، هدف از خلقت ما و حضور ما در این هستی تنها یک چیز است و بس:«رشد و کمال از طریق بندگی خدا.»
ما آمده‎ایم که با رفتارهای عاقلانه و حرکت طبق طرح و نقشه‎ی پرودگارمان ، مسیر رشد و کمال را طی کنیم و پیمودن و جستجو کردن هر هدف دیگری که در این راستا نباشد قطعاً بیراهه‎ای است که پای نهادن در آن پشیمانی جدی را سبب می‎شود. حالا چرا ازدواج می‎کنیم؟ ازدواج یعنی تدارک یک یار موافق و مناسب و همراه، برای پیمودن مسیر رشد و کمال؛ چرا که حرکت‎های تیمی به شرط تدارک یار موافق، بسیار به موفقیت نزدیک‎تر است. بنابراین اگر عقیده‎‎ی ما این است که ما آمده‎ایم تا از طریق بندگی خدا به رشد و کمال برسیم، باید یار ما هم از چنین عقیده‎ی درستی برخوردار باشد، وگرنه نمی‎تواند یار موافق باشد و چه بسا به جای این‎که کمک کند، به حرکت ما در مسیر کمال آسیب بزند و باعث کُندی یا توقف ما شود اما باور وعقیدۀ صحیح یعنی چه؟
پاسخ بسیار روشن است. همین که بدانیم عالم خدایی دارد، ما بیهوده نیافریده شده‎ایم و خداوند برای سعادت ما طرح و نقشه‎ای داده است و بندگی خدا یعنی انجام آنچه خدا امر کرده و دوست دارد و عدم انجام هر آنچه خدا نهی کرده و دوست ندارد.  همسر آینده‎ی شما ، هرچه از عقیده‎ای صحیح‎تر و سالم‎تر برخوردار باشد، شما زندگی آرام‎تر، هدفمندتر و گواراتری خواهید داشت اما سؤال اینجاست که شاید خیلی‎ها در حرف مدعی باورهای درست و تشنگی حق باشند، اما ازکجا بفهمیم راست می‎گویند؟ پاسخ اینجاست که میوه‎ی عقیده‎ی صحیح و سالم، رفتارهای ماست. 
یعنی عملکرد و رفتارهای روزمره‎ی هرکس، برخورداری او را از عقیده‎ی درست یا نادرست روشن می‎کند. همه‎ی این مقدمه‎ها را گفتیم تا به اینجا برسیم که دوستی دختر و پسر ، حتی به قصد ازدواج، ضعف و نادرستی عقیده را روشن می‎سازد.وقتی پسری حتی به قصد ازدواج به دختری پیشنهاد دهد که «بیا مدتی با هم دوست باشیم» 
این یعنی ضعف عقیده. یعنی این‎که باور ندارد این رابطه مورد طمع شیطان است. یعنی باور ندارد که ابلیس قسم خورده در خلوت دختر و پسر، نفر سوم باشد. یعنی باور ندارد این رابطه با آن جاذبه‎ها و تمایلات دو جنس مخالف، آن هم در اوج جوانی(که در مورد آن گفتیم) چه لغزشگاه بزرگی برای به دام گناه افتادن است، یعنی... از آنجا که معمولاً پبشنهاد دوستی را پسران می‎دهند و پسرها از دخترها چنین تقاضایی دارند، به تمام دختران هشدار می‎دهیم :
با توجه به آنچه گفتیم، پسری که پیشنهاد دوستی و ارتباط قبل ازدواج به شما می‎دهد غالباً فرد مناسبی برای ارتباط .
و ازدواج نیست و از کسی که باورهای نادرستی دارد، می‎توان هر رفتار نادرستی را انتظار داشت.
 4.خیانت در امانت    یکی از مواردی که همه‎ی ما را می‎رنجاند و باعث رنجش و آزار روحی می‎شود، خیانت است. 
برای هرکس ، سخت است که بفهمد همسرش به او خیانت کرده است. وقتی مردی می‎فهمد که همسرش با مرد دیگری در ارتباط است 
و همسرش در نبود و غیبت او به او خیانت می‎کند یکباره به هم می‎ریزد.
حتی اگر بفهمد فکر و حواس و قلب و دل و نگاهش به دنبال دیگری است ، تمام وجودش را نفرت و خشم می‎گیرد.
وقتی زنی پی می‎برد نگاه هرزه‎‎ی شوهرش مدام دنبال این و آن است، وقتی می‎فهمد با هر زن زیبایی که دستش برسد مراوده و
 ارتباطی دارد و ... به شدت از لحاظ روحی آزرده می‎شود و احساس می‎کند تمام هستی‎اش بر باد رفته و بی‎وفایی شوهرش ، 
او را از درون ویران می‎کند. گویی همه‎ی ما فطرتاً از خیانت بیزاریم. حتی کسانی که در دوران مجردی خود اهل معصیت
و خیانت بوده‎اند دوست دارند باکسی ازدواج کنند که به هیچ‎وجه اهل خیانت نباشد و به زندگی مشترک وفادار باشد
و حتی خیلی‎ها در صحبت‎های هنگام خواستگاری، به روشنی اعلام می‎کنند که از خیانت بیزارند و دغدغه‎ی این را دارند
 که برای‎شان محرز شود آن کسی که به خواستگاری‎شان آمده یا به خواستگاری‎اش می‎روند، اهل خیانت نیست.
همه‎ی این دغدغه‎ها ، رنجش‎ها و نفرت‎ها ، بدیهی و طبیعی است. اما سؤالی در اینجا مطرح است:
آیا احتمال نمی‎رود کسی که امروز خیانت می‎کند فردا هم به شما خیانت کند؟
آقای محترم ، آیا دختری که شما امروز در دانشکده، محل کار، خیابان... دیدید و به او پیشنهاد دوستی دادید، امانت پدرش نیست؟ آیا پدرش از رابطه‎ی شما با دخترش راضی است؟فرد امین کسی است که از هر امانتی با اجازه‎ی صاحب امانت بهره می‎برد.
دختر خانم محترم، شما امانت پدر و مادرت هستی؛ آیا پاسخ مثبت دادن به پسری که به شما پیشنهاد ارتباط و دوستی و
 گفتگو و بیرون رفتن و رفتن به کافی‎شاپ و صرف شام و ... می‎دهد،
مصداق خیانت در امانت و بهره بردن بدون اجازه‎ی صاحب امانت نیست؟ 
چرا این پسر به خانه‎ی شما زنگ نمی‎زند و از پدر شما سؤال نمی‎کند که
« آقای فلانی ، من امروز دختر شما را دیدم و از او خوشم آمده و می‎خواهم مدتی با او دوست باشم و اگر تفاهم و تناسب داشتیم ازدواج کنیم»؟
 آیا این دوستی‎ها که عمدتاً پنهانی و بدون آگاهی و رضایت والدین به وجود می‎آید و تدوام می‎یابد ،
خیانت در امانت نیست؟ دخترانِ خوب ، دراین‎باره فکر کنید که آیا این پسر که به شما پیشنهاد دوستی می‎دهد،
فرد امینی است و اهل خیانت نیست؟ چه تضمینی هست که کسی که چنین باور و رفتار و عملکردی دارد، 
پس از شما و حتی پس از ازدواج با شما ، به دیگری پیشنهاد ندهد؟

آیا باید از قول و قرارهایش او را شناخت یا از رفتارهایش؟ اینجا نکته‎ای دیگر هم مطرح است. ممکن است پسری بگوید: « من با دختری دوست هستم و خانواده‎اش هم خبر دارند و راضی‎اند.» بسیار خوب، اما خدا چه؟ این دختر از منظر بالاتر و عمیق‎تر ، امانت خداست و همه چیز مِلک خداست. آیا خدا اجازه می‎دهد با این دختر مدتی دوست باشی،بگویی و بشنوی و گاهی بخندی و ...؟


منبع:hooraei.com


برچسب ها : دوستی های قبل از ازدواج , سید مجتبی حورایی ,

  • تاریخ : چهارشنبه 18 آذر 1394, 09:25 ق.ظ
دسته بندی : آسیب های دوستی قبل از ازدواج , سید مجتبی حورایی ,

دوستی های قبل از ازدواج قسمت 2

 

دوستی های قبل از ازدواج در دوستیها ، رفتارها تصنعی است



در دوستیها ، رفتارها تصنعی است

موفقیت در زندگی مشترک قبل از هر چیز به شناخت وابسته است. هرچه دختر وپسری که قصد ازدواج دارند شناخت جامعتر و کاملتری از یکدیگر داشته باشند، بهتر میتوانند تشخیص دهند که برای ازدواج با یکدیگر مناسب هماند یا خیر. بخش قابل توجهی از زندگیهایی که از پایداری و گوارایی لازم برخوردار نیست، به این جهت است که در مرحلۀ شناخت کوتاهی میشود. برخی از دختر و پسرها چنین فکر میکنند که برای کسب این شناخت و اگاهی باید مدتی با یکدیگر دوست باشند تا در اثر این مجاورت و معاشرت خصوصیات و روحیات طرف مقابل را شناسایی کنند و در صورتی که تناسبی دیدند اقدام به ازدواج کنند و در غیر این صورت منصرف شوند. این افراد عقیده دارند که ازدواجهای سنتی هرگز این شناخت را به ما نمیدهد و دوستی و ارتباط دختر و پسر پیش از ازدواج یک امر لازم و ضروری است.
اگرچه ما نیز گفتگوی جلسات خواستگاری را هرگز برای شناخت طرف مقابل کافی نمی
دانیم، اما از طرفی اطمینان داریم که دوستی های قبل از ازدواج هرچند پاک و به قصد ازدواج باشد هرگز گزینۀ مناسبی برای شناخت نیست.
در این مقالات ادامه
دار ما در هر شماره به این موضوع میپردازیم و پیامدهای منفی این روابط را  که عمدتاً استدلال عقلی دارد بررسی میکنیم و صرفاً اگر کسی با خودش صادق باشد، روحیۀ حقپذیری داشته باشد و در مطالعۀ این مطالب عواطف و احساسات را داخل نکند، آن را تأیید میکند.

بیشتر ما آدمها، برایمان مهم است که دیگران در مورد ما چه نظر و قضاوتی دارند و بر این اساس، غالباً سعی میکنیم در نگاه و نظر دیگران خوب جلوه کنیم.برای همین گاهی رفتارهای ما در خلوتهایمان با نوع رفتارهایمان در محیطهای بیرونی که ما را میشناسند متفاوت است.یعنی ممکن است من در منزل فردی بیاعتنا به عفت کلام باشم اما در محل کار یا تحصیل به گونهای رفتار کنم که همه مرا فردی مؤدب تصور کنند.این تمایل به نشان دادن رفتارها و گفتارهای خوب، در مورد کسانی که نظرشان برایمان مهم است یا دوستشان داریم بسیار بیشتر و پررنگتر است.
وقتی دختر و پسری با هم دوست هستند، این تمایل به خوب جلوه کردن به اوج خود می
رسد.دختر و پسر ناخودآگاهانه میخواهند به گونهای رفتار کنند که از نظر دیگری باعاطفه و مهربان، وفادار، جذاب، دوستداشتنی، توانمند ، مسئولیتپذیر ، سخاوتمند و فوقالعاده باشند. در حقیقت ، هرکدام رفتاری را پیشه میکند که از نظر دیگری مورد تأیید و تحسین باشد.
خنده
دار (شاید هم تأسفآور) اینجاست که همین دختر و پسری که با هم دوست هستند، میخواهند از تماشای همین رفتارهای غیرواقعی ، مجازی و تصنعی ، پی به شخصیت واقعی طرف مقابل ببرند.اصلاً چنین چیزی امکان ندارد؟!
پسری با دوست دخترش به پیتزافروشی رفته
اند (ظاهراً پیتزا یکی از ارکان این دوستیهاست!) و دور یک میز مقابل هم نشستهاند.دختر سرش را به این طرف و آن طرف میچرخاند، گویا دنبال چیزی میگردد.
پسر: دنبال چیزی می
گردی؟ چیزی میخوای؟
دختر: سس قرمز نیست؟
پسر یکباره بلند می
شود و از آن آقا که پشت پیشخوان مغازه ایستاده سس میگیرد و مقابل دوست دخترش میگذارد.
دختر تشکر می
کند و درحالیکه اولین برش پیتزا را در دهانش میگذارد و با نگاهی سرشار از مهر دوست پسرش را نگاه میکند به فکر میرود:«چقدر مهربان! چقدر در خدمت! هنوز من نگفته و نخواسته، از جا میپَرَد»!
این دختر غافل از این است که این همان پسری است که صبح وقتی مادرش می
گوید برو نان تازه بخر، روی تخت میغلتد و میگوید : «حساش نیست، حالشو ندارم».
این همان پسری است که از قبول هر مسئولیتی در خانه شانه خالی می
کند و تختش را هم مادرش مرتب میکند.
این همان پسر جوان خدوم و مهربان است!!
دست پسر به جایی می
خورد و زخم میشود.دختر چشمانش را از سر ترحم میبندد و در نهایت عاطفه میگوید:«الهی بمیرم.میسوزه؟»
و فوری دستمالی از کیفش در
میآورد و میگوید: «آرش جان اینو بذار روی دستت».
پسر که از این حرکت به ذوق آمده برای جلب عاطفه و کلام عاشقانه
ی بیشتر، طوری دندانهایش را به هم فشار میدهد گویی زخم شمشیر خورده و دارد تحملش میکند!
دختر: بمیرم، می
سوزه، آره؟ من باعث شدم؟ ببخشید. رفتی برای من سس بیاری اینطوری شد؟
پسر حس خوبی دارد. آرزو می
کرد تیر خورده بود و الان در اغما بود.چه دختر مهربانی!
این پسر غافل از این است که این همان دختری است که وقتی مادرش صدایش می
زند تا در چیدن میز شام کمکش کند، از اتاقش در نهایت بیادبی فریاد میزند: «مگه نمیبینی دارم با تلفن حرف میزنم؟»
ممکن است کسانی ادعا کنند اگر با دختر یا پسری ، شش ماه ، یا یک سال بروی و بیایی، آرام آرام رفتارهای واقعی
اش بروز میکند و میشود او را شناخت.یعنی هرچه رابطه طولانیتر شود رفتارهای واقعی آشکارتر میشود و رفتارهای تصنعی مختص روزهای اول است.
در صورتی
که چنین نیست. تا زمانیکه من به جلب تأیید وتحسین و نظر موافق طرف مقابلم نیاز دارم ، چه برای ادامهی دوستی چه برای ازدواج، رفتارهای تصنعی من نیز ادامه دارد.
بنابراین یادتان باشد که در هنگام دوستی
ها معمولاً همه مؤدبتر ، مرتبتر، معطرتر، فداکارتر و با سخاوتتر و شوخطبعترند و غالباً رفتار این دخترها و پسرها در خانه بسیار متفاوتتر است تا در کافیشاپ.دقت کنید که از رفتارهای غیرواقعی و مجازی، هرگز نمیتوان به شناخت درست و واقعی از یک فرد دست پیدا کرد.

منبع:hooraei.com

برچسب ها : سید مجتبی حورایی , دوستی قبل از ازدواج , مشاوره , دوستی های ناموفق , شکست عشقی , آسیب روحی , مطالب گوناگون ,

  • تاریخ : دوشنبه 16 آذر 1394, 04:00 ب.ظ
دسته بندی : آسیب های دوستی قبل از ازدواج , سید مجتبی حورایی ,

دوستی های قبل از ازدواج...  پیامدهای منفی دوستی قبل از ازدواج (قسمت اول)

پیامدهای منفی دوستی های قبل از ازدواج

ویژه‌ی دختر خانمها و آقاپسرها

بیتردید یک ازدواج خوب و موفق، به شناخت و آگاهی نیاز دارد؛ بنابراین هرچه شناخت بهتر و کاملتری از طرف مقابلمان داشته باشیم، بهتر میتوانیم تصمیم بگیریم. از این رو امروزه برخی جوانان می‌پندارند که برای دست‌یابی به شناختی مناسب، لازم است با کسی که قصد ازدواج با او را داریم، مدتی ارتباط داشته باشیم (دوست باشیم)، تا در نتیجه دریابیم آیا مناسب یکدیگر هستیم یا خیر؟
در سلسله‌مقالات دوستی
های پیش از ازدواج با بیان بیست نکته درباره‌ی نادرستی این ارتباط، استدلالاتی مطرح میکنیم که البته عمده‌ی این دلایل، عقلی است، یعنی اگر کسی زمینههای اعتقادی محکمی هم نداشته باشد، باید بتواند با اتکا این دلایل به نادرستی این روابط پی ببرد.

پیامدهای منفی دوستیهای پیش از ازدواج

1. جاذبهها مانع شناخت است:

وقتی در مسیری تاریک حرکت میکنید، برای اینکه به زمین نخورید یا بیراهه نروید، به نور چراغ نیاز دارید؛ بنابراین برای مثال چراغ‌قوهای در دست میگیرید و حرکت میکنید. روشن است که هرچه نور این چراغ‌قوه بیشتر باشد، حرکت شما مطمئنتر و پیش پایتان روشنتر است و در ضمن مسیر و فاصلهای دورتر را نیز میتوانید ببینید.
حال هر عاملی که نور این چراغ‌قوه را ضعیف کند، حرکت شما را با خطر بیشتری مواجه می
سازد. به طور مثال اگر صفحهی شیشهای آن، کثیف و غبارگرفته باشد، نور کمی به بیرون میآید و شما را دچار مشکل میکند.
اگر می
خواهید در مورد دختر یا پسری شناخت حاصل کنید تا دریابید «آیا او فرد مناسبی برای زندگی با من هست؟» و «آیا میتوانم با او زندگی گرم و صمیمانه و پایداری تدارک ببینم؟»، به تعقل و تأمل فراوان نیاز دارید. نور عقلتان باید بهقدری قوی باشد که بتوانید زوایای پنهان و آشکار او را شناسایی کنید و از رفتارهای ظاهری پی به نیتهای درونی و باطنیاش ببرید.
بی‌شک قبول دارید که شناخت یک انسان از شناخت یک شیء مانند میز و صندلی سخت
تر است و دید و بصیرت بیشتری میطلبد. در چنین شرایطی باید بسیار مراقب باشیم که چیزی نور عقل ما را ضعیف نکند و مانعی برای دیدن موارد مهم نشود، زیرا هر عاملی که از تعقل و تأمل جدی و کافی شما جلوگیری کند، به‌طور قطع میتواند زندگیتان را دستخوش ناگواریها و سختیهای فراوان کند و پشیمانیهای عمیقی در پی داشته باشد.
اما چه چیز مانع تعقل و در نهایت شناخت درست و دقیق یک فرد می
شود و نور عقل انسان را در چنین شرایطی ضعیف و گستره‌ی دید وی را کور میکند؟
واقعیت این است که خداوند مهربان، بین دو جنس مخالف، یعنی دختر و پسر، جاذبه
ای جدی و انکارناپذیر قرار داده است. این تمایل و گرایش چیزی نیست که بخواهیم آن را برای هم ثابت کنیم یا دلیل و مدرک بیاوریم، زیرا همهی ما این جاذبه را حس کردهایم و البته وجود آن از جمله الطاف و موهبتهای الهی است و هرگز نباید آن را نقطه‌ضعفی برای خود بدانیم. تمایل به ازدواج و تشکیل زندگی مشترک و تولد فرزند، به میزانی چشمگیر به همین جاذبههایی وابسته است که خداوند میان دو جنس مخالف قرار داده است.
تمایلات نسبت به جنس مخالف در جوانی به اوج خود می
رسد، تا جایی که گاهی دختر و پسر پس از مدتی ارتباط اظهار میکنند: «من به‌شدت به او وابسته هستم»، «زندگی بدون او برایم پوچ و بیمعناست»، «از صمیم قلب دوستش دارم و در دوری‌اش بیتاب و بیخوابم.»
متأسفانه این جاذبه
های انکارنشدنی، بیشترین اثر منفی را بر قدرت تعقل و اندیشهی انسان میگذارد و هرچه رابطهی دختر و پسر جدیتر، بیشتر و طولانیتر شود، قدرت تعقل هم ضعیفتر میشود و حتی میتواند عقل آدمی را کور کند؛ تا جاییکه وقتی به دخترخانم میگویی «پسری که با او دوست هستی این عیب آشکار و برجسته را دارد»، یا اصلاً به چشمش نمیآید و انکار میکند یا از آن چشم‌پوشی می‌کند و می‌گوید «مسألهی مهمی نیست، به این شدت هم که میگویید نیست... ان شاءالله درست میشود، به‌مرور زمان اصلاح میشود.»
و وقتی به پسر نیز از عیب روشن و بزرگ دختر مورد علاقه‌اش گفته می‌شود جبهه می
گیرد و حتی گاهی با پرخاش شما را به بدبینی متهم میکند.
در حقیقت، جاذبه
ها و تمایلات و هیجانات و عواطف، این جوان را به نقطهای رسانده که ضعفهای بزرگ را یا کوچک و قابل گذشت میبیند یا اصلاً آن‌ها را ضعف نمیداند.
اگر معتقدید که باید برای شناخت بیشتر همسر آینده
تان، با دختر یا پسری برای مدتی (چند هفتهای، چند ماهی) دوست شوید تا حین رفت‌وآمدها و گفتگوها برای شما شناخت حاصل شود، مطمئن باشید چنین اتفاقی نخواهد افتاد، بلکه این ارتباط به شما بیشتر شناخت واهی میدهد و به اشتباه و گمراهی‌تان میاندازد، زیرا در حقیقت ابتدا رابطهای را تدارک میبینید، هیجانات و عواطف را تحریک میکنید و در نتیجهی گسترش این رابطه، آن را به اوج میرسانید و بعد، در چنین شرایطی میخواهید بررسی کنید که آیا او فرد مناسبی برای ازدواج هست یا نه!! در این زمان به چنان وابستگی عاطفی شدیدی دچار شدهاید که دیگر نمیتوانید درست بیندیشید.
عبرت
آموز اینجاست که اگر پس از گذشت مدتی از دوستی این دختر و پسر، یکی یا هر دو مجاب شوند که با مشاوری آگاه و مجرب مشورت کنند، بیش از این‌که بخواهند به دور از حب و بغض از این مشاوره بهره بگیرند تا دریابند این ازدواج صلاح است یا نه، بیشتر به دنبال گرفتن مهر تأیید از او هستند و با بحث با مشاور، تلاش دارند او را متقاعد کنند که این ازدواج درست و عالی است!
اگر معتقدید که باید اول طرفتان را خوب بشناسید و سپس ازدواج کنید، صددرصد با شما موافقیم و به همین سبب تحسینتان می
کنیم، اما به همان میزان باور داریم که دوستی پیش از ازدواج، به واسطهی همین جاذبههای کورکننده هرگز روش درستی برای شناخت نیست و به‌هیچ‌وجه نمیتوان به آن اعتماد کرد. اگر به کسی بگویید از یک فروشگاه با چشمان بسته، لباسی با کیفیت و شرایطی عالی انتخاب کند، چقدر احتمال میدهید که این انتخاب درست باشد؟ با توجه به آنچه گفتیم، شناخت همسر آینده از طریق دوستیهای پیش از ازدواج، به این مثال بسیار نزدیک است.

منبع: :hooraei.com

برچسب ها : سید مجتبی حورایی , دوستی قبل از ازدواج , مشاوره , مطالب گوناگون ,

  • تاریخ : دوشنبه 16 آذر 1394, 09:00 ق.ظ
دسته بندی : نماز ,

عکس و تصویر نماز اول وقت..التماس دعا

می گفت خیلی ها مسخرم میکنن وقتی می بینن کنار بساطم نماز میخونم، ولی برام مهم نیست چون نماز اول وقت برام از همه چیز با ارزش تره.

برچسب ها : نماز اول وقت , نماز ,

  • تاریخ : شنبه 14 آذر 1394, 11:45 ق.ظ
دسته بندی : سید مجتبی حورایی ,


دوسالی بیشتر نبود که ازدواج کرده بود. به سختی و با بغض حرف میزد و می گفت که همسرم منو دوست نداره! می گفت من همیشه دوست داشتم با کسی ازدواج کنم که واقعاً و از ته دل من رو دوست داشته باشه و عشقش یک عشق قلبی و درونی باشه.

وقتی سعی داشتم بهش اثبات کنم که همسرت واقعاً دوستت داره، بهم گفت :

« اگه واقعاً اینطوره چرا چیزی به زبون نمیاره و ابراز و بیان نمی کنه؟ مگه اینطور نیست که هر کسی به کسی علاقه منده بهش میگه که دوستت دارم ؟ راستش توی این دوسال من به ندرت این جمله رو ازش شنیدم!!! تازه همه ی اینها به کنار مگه میشه کسی، کسی رو دوست داشته باشه و اون رو اذیت کنه؟! وقتی اون عمداً یه کارهایی می کنه که من رو می رنجونه و ناراحت می کنه یعنی عشقش واقعی نیست!»

اگرچه من سعی کردم آرومش کنم اما یه جورایی توی دلم حرفاش رو تایید می کردم. با خودم گفتم واقعاً هم همینطوره.

انگار که عشق سه سطح داره:

سطح اول اون، علاقه ی قلبی و درونیه،

سطح دوم، ابراز و بیان عشقه

و سطح سوم، نرنجوندن معشوقه.

بعد از اون یه لحظه با خودم گفتم: آیا ما که میگیم خدا و معصومین علیهم السلام رو دوست داریم هم عشقمون واقعیه؟!

یادم اومد اونایی که روزهای گذشته، راه افتادن تا مسیر نجف تا کربلا رو با پای پیاده طی کنن و اونایی که توی این مسیر به پذیرایی و خدمت به زائران امام حسین علیه السلام مشغول بودن ، در واقع می خواستن به این شکل عشق و علاقه ی درونی و قلبی شون رو به حضرت نشون بدن و ابراز کنن.

اونا می دونستن که علاقه ی درونی کافی نیست و یه جورایی باید ابراز و بیان بشه و نکته ی جالب تر اینکه خیلی ها توی این مسیر با خودشون عهد می بستن که رفتارهای نادرست شون رو برای همیشه ترک کنن تا بیش از این قلب امامشون رو آزرده خاطر نسازن و عشق شون رو اثبات کنن.

خلاصه ی کلام اینکه دیدن و شنیدن این اتفاق ها، باید ما رو مصمم کنه که تلاش کنیم عشق هامون صادقانه و واقعی باشه.

موفق باشین

سیدمجتبی حورایی

منبع: WEB: www.hooraei.com

برچسب ها : سید مجتبی حورایی , مشاوره , عشق ,

صفحات سایت

[ 1 ]  [ 2 ]  [ 3 ]