تبلیغات
مطالب گوناگون http://s9.picofile.com/file/8364605068/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF.gif
Rss
Logo
ADS

آخرین مطالب

نویسندگان
لینکدونی
» فروشگاه ساز
» میلیتاری نیوز
» مجله اینترنتی استوا
» بازاریابی اینترنتی
» فروش مقاله
» گن لاغری مردانه
» دانلود مقاله
» قالب وردپرس
» مدل لباس مجلسی
» فروشگاه اینترنتی لباسی
» سرویس کاهش پینگ | سرویس افزایش سرعت دانلود | کاهش پینگ
» اخبار پزشکی
» گل و گلدون
» ساخت بک لینک
» ساعت مچی جی شاک
» خرید دانگل براوو
» اتو موی پرو ویو prowave
» ساعت دیواری با گارانتی
» لذت آموزش هنر آشپزی با سوران آشپزی
» مهدی
» پایگاه جامع مداحی دکتر حاج میثم مطیعی
» دانلود پروژه، مقاله و تحقیق دانشگاهی همه رشته ها
» خرید سرور مجازی
» خرید مونوپاد
» ساعت مچی + گارانتی برگشت
» عشقی از آرامش( محدثه جان)
» تصاویر جدید
» نایاب ترین ها
» آموزش خیاطی
» قالب وردپرس
» قاب دل من
» دفتر ترجمه
» دنیای نامیرا
» فروشگاه اینترنتی شیکسون - ShiXoN
» رهایی
» چای ساز و قهوه جوش همراه
» هنر و ادبیات
» فروشگاه اینترنتی زیورآلات و فیروزه
» تسیستم آموزش کسب در آمد از اینترنت مجاز
» محمد
» رز گاز
» ماشین لباسشویی
» رز گاز
» فروشگاه اینترنتی زیورآلات
» دانلود پایان نامه
» دانلود مقاله
» پوسته وردپرس
» دلتنگی های یه دلشکسته
» هبلکس
» ای اس وان موزیک
» لیست لینک ها
+ ارسال لینک
درباره ما

امیدوارم از این وبلاگ لذت ببرید
با نظرات خوبتون در بهتر شدن وبلاگ مارو همراهی کنید.

چه چیزی در این وبلاگ هست؟

دانلود فیلم. بازی و برنامه های اندرویدی دانلود موسیقی
مطالب عاشقانه. طنز. خبر. مذهبی عکس.مطالب پزشکی.... و خیلی از مطالب دیگه در این وبلاگ.
با ما همراه باشید
ایجاد کننده وبلاگ : رباب مرادی

............... ................

..............................

نظرسنجی
آمار بازدید
کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
ADS
  • تاریخ : پنجشنبه 3 دی 1394, 03:02 ب.ظ
دسته بندی : مشاوره , اعتماد به نفس , سید مجتبی حورایی ,
اعتماد به نفس قسمت 4   
                   به خودتان برچسب منفی نزنید

به خودتان برچسب منفی نزنید چند سال پیش، مدیران یکی از شرکت‎های معتبر غربی، با معضلی مواجه شدند:
یکی از کارخانه‎های تحت پوشش شرکت، با وجود درست و منظم بودن جریان تولید و فروش، بازدهی منفی داشت و به جای سود، زیان می‎داد. بررسی‎های اولیه نشان داد بخش عمده‎ی این خسارات، ناشی از« کم وقتی» کارگرانی است که در این کارخانه مشغول‎اند.
 بر این اساس، مدیران شرکت تصمیم گرفتند تدبیری اتخاذ کنند تا دقت کارگران را افزایش دهند تا نشاط و روحیه‎ی
 کاری آنها افزایش یابد و تقویت شود و کار را با دقت و تمرکز بیشتر انجام دهند. اما پس از عملی کردن این طرح، 
در کمال تعجب دیدند در روند کار تغییر محسوس و قابل ملاحظه‎ای رخ نداد و «کم دقتی » کارگزان همچنان به قوت خود باقی است.
ضمن اینکه این افزایش حقوق، فشار مالی بیشتری به نقدینگی کارخانه وارد آورد.
مدیران شرکت مزبور پس از شکست این طرح از یک گروه روان‎شناس کمک گرفتند که البته نتایجی بسیار درخشان داشت.
 بررسی‎های اجمالی نشان داد بخش اعظم کارگران، خود را افرادی بی‎ارزش و کم لیاقت می‎دانند.در واقع، «خودانگاره»‎ی آنان، 
یعنی ذهنیت ایشان نسبت به جایگاه شغلی و اجتماعی و انسانی‎شان، منفی ، متزلزل و مخدوش بود و اغلب آنان تصویر ذهنی مثبتی از خود نداشتند.البته برخورد بد و سودجویانه‎ی مدیران و سرپرستان کارخانه نیز مزید بر علت بود.
گروه روان‎شناس پس از توجیه مسئولان کارخانه برای بهبود روابطشان با کارکنان، تصمیم گرفت جلسات متعددی با کارگران برگزار کند. در این جلسات به کارگران اهمیت کار و ارزشمند بودن محصول تفهیم شد و آن‎ها متوجه این حقیقت شدند که بقا و پیشرفت کار وابسته به آن‎هاست.در اقدام بعدی، برای تمام کارکنان اعم از مدیر، سرپرست و کارگر، روپوش‎هایی متحدالشکل تدارک دیدند
 و به تمام ایشان عنوان«افزارمند» دادند.تمام تلاش روان‎شناسان در این جهت بود که آن‎ها خود و کارشان را ارزشمند بدانند
 و تصویر ذهنی‎شان نسبت به خودشان «مثبت» شود.این احساس و روحیه‎ی خوب، به‎طور غیر مستقیم،
دقت آن‎ها را افزایش داد و مشکل تا حد بسیار زیادی حل شد.بعدها بررسی نمودارها و آمارهای مربوط به عملکرد واحدهای مختلف کارخانه نشان داد هرچه از فعالیت روان‎شناسان برای پی‎ریزی «خودانگاره‎ی مثبت» در میان کارکنان می‎گذشت،
بازده کارخانه بالاتر می‎رفت. حالا، جا دارد بپرسیم تصویر ذهنی شما از خودتان چیست: کم‎حافظه؟ حواس‎پرت و گیج و دست و پاچلفتی؟ بدشانس و پیشانی‎سیاه و بخت برگشته‎؟ یا بی‎اراده و بی‎لیاقت و بدون اعتماد به نفس؟! قطعاً در چنین بستر و فضای ذهنی،
نمی‎توان انتظار هیچ رشد و پیشرفتی داشت.قبل از شروع تمرینات اعتماد به نفس باید تصویر ذهنی و تلقی شما از خودتان
به‎طور جدی و در جهت مثبت تغییر کند.تا این تصور ذهنی دگرگون نشود، میزان اعتماد به نفستان تغییر نخواهد کرد. 
لطفاً تعمیم ندهید عوامل متعدد به مرور باعث شده خودانگاره‎ی ما مثبت نباشد؛ شاید یکی از مهم‎ترین آن‎ها«تعمیم دادن» باشد.
ذهن ما تمایل دارد وقایع دوربرش را تعمیم دهد و آن را به صورت یک قانون کلی درآورد. این پدیده،
 سبب قضاوت غیر منصفانه و ناعادلانه می‎شود، چه در مورد دیگران چه در مورد دیگران چه در مورد خودمان.
مثلاً وقتی در بدو ورودمان به شهری، راننده‎ای که ما را از فرودگاه (یا ایستگاه راه‎آهن یا پایانه‎ی مسافری) به هتل می‎رساند منصفانه رفتار نمی‎کند و زیاد کرایه می‎گیرد،این تخلف را تعمیم می‎دهیم و می‎گوییم راننده تاکسی‎های این شهر(یا بدتر:
تمامِ مردمش) بی‎انصاف‎اند! تا می‎شنویم مردی به همسری خیانت کرده، می‎گوییم مردها همه این طوری هستند!
تا شلوارشان دوتا می‎شود به فکر هوس‎بازی می‎افتند! همین‎که به گوشمان می‎رسد دختری که نامزد یکی از اقوام
یا آشنایان بوده نامزدی‎اش را به بهانه‎ی پایین بودن مهریه به هم زده، داد سخن می‎دهیم که زن جماعت وفا ندارد؛ 
دخترهای این دور و زمانه فقط دنبال پول‎اند!اگر از دو سه نفر روحانی، رفتار نادرستی دیده‎ایم یا درباره‎شان حرف و سخن ناصوابی شنیده‎ایم، می‎گوییم همه‎ی آخوندها همین‎طوری هستند!همین قضاوت غیرمنصفانه و عادت تعمیم دادن،
 درباره‎ی خودمان هم مشکل ساز می‎شود.مثلاً وقتی چندبار پیش می‎آید که چیزی را به خاطر نمی‎آوریم،
 می‎گوییم: «من کلاً گیجم! وضع حافظه‎ام خراب است!» این در صورتی است که قطعاً آنچه از صبح تا شب به خاطر آورده‎اید،
 به مراتب بیش از آنچه به یاد نمی‎آورید بوده است. اگر گاهی وقایعی رخ می‎دهد که موافق میل ما نیست،
می‎گوییم: «هرچه سنگ است، مال پای لنگ منِ بدبخت است!» اگر گاهی نتوانسته‎ایم بر خشم خود غلبه کنیم،
می‎گوییم:«من کلاً آدم عصبی‎ای هستم! وقتی از کوره درمی‎روم دیگر نمی‎توانم جلوی خودم را بگیرم!» به همین ترتیب، 
اگر در برخی شرایط خاص، دچار فقدان یا کمبود اعتماد به نفس می‎شویم، در نهایتِ بی انصافی می‎گوییم:«من سر سوزنی اعتماد به نفس ندارم!» پیش از هر کار،باید این قضاوت‎های بیجا و این تعمیم‎های بی‎مورد را کنار بگذاریم و این عادت را در خود اصلاح کنیم.وقتی در مواجهه با موقعیتی احساس می‎کنیم به حد کافی اعتماد به نفس نداریم، باید با رویکردی واقع‎بینانه(نه منفی‎بافانه) بگوییم:«در برخی شرایط و موقعیت‎ها، اعتماد به نفسم خدشه‎دار می‎شود. مثلاً درگفتگو با یک یا چند نفر اعتماد به نفس کافی دارم،
ولی وقتی می‎خواهم برای یک جمع کثیر صحبت کنم، اعتماد به نفسم رنگ می‎بازد.»
 اگر تاکنون با این قبیل قضاوت‎های غیرمنصفانه درباره‎ی خود، به خودتان برچسب«بی‎ارادگی» و «بی‎لیاقتی» و «بی‎بهرگی 
از اعتماد به نفس» زده‎اید، لطفاً این برچسب‎ها را بکنید و درباره‎ی خودتان عادلانه قضاوت کنید. شما«خنگ» یا «گیج» نیستید، بلکه در موارد معدودی دچار اضطراب بی‎مورد شده‎اید که البته قابل اصلاح است. شما «عصبی» نیستید؛ اگرچه گاهی نتوانسته‎اید بر خشم خود غلبه کنید. شما«سیاه بخت» نیستید؛ بلکه گاهی به دلیل کوتاهی در انجام وظیفه یا رعایت نکردن قوانین حاکم بر هستی ، 
 به نتایج مورد نظر دست نیافته‎اید. اگر خوب فکر کنید می‎بینید گاهی هم موفق بوده‎اید؛ در تک‎تک زمینه‎هایی که خود را در آن ناکام و ناتوان می‎پندارید.
منبع:hooraei.com
برچسب ها : اعتماد به نفس , مشاوره , سید مجتبی حورایی , خودباوری ,

  • تاریخ : یکشنبه 29 آذر 1394, 10:29 ق.ظ
دسته بندی : مشاوره , اعتماد به نفس , سید مجتبی حورایی ,

                         

اعتمادبه‌نفس قسمت 2-                       اعتمادبه‌نفس، ذاتی نیست


یکی از موانع درونی و جدی اعتمادبه‌نفس، این باور غلط است که « اعتمادبه‌نفس ذاتی است». 

برخی تصور میکنند اعتمادبه‌نفس، از طریق وراثت و ژنها منتقل میشود و خصلتی ذاتی است. 

این عده گمان میکنند چون اعضای درجهی یک خانواده و به‌ویژه پدر و مادرشان اعتمادبه‌نفس ندارند یا نداشتهاند، ایشان هم از آن محرومند. این باور از آن جهت خطرناک است که شخص را از هر نوع تلاش 

برای کسب و ارتقای اعتمادبه‌نفس ناامید و دلسرد میکند.

 اعتمادبه‌نفس هرگز ذاتی نیست، میشود دودمان و اجداد شما از ویژگی اعتمادبه‌نفس بهرهای نبرده باشند

 و درعوض شما سرشار از آن باشید. از سویی، ممکن است در وجنات و سکنات اعضای خانواده‌ی شما اعتمادبه‌نفس موج بزند، اما شما کوچک‌ترین نشانی از این ویژگی مثبت نداشته باشید.

مسلم بدانید که اعتمادبه‌نفس از جمله ویژگیهای اکتسابی است كه میتوان آن را ایجاد کرد و پرورش داد.

برای اثبات اکتسابی بودن اعتمادبه‌نفس، توجه داشته باشید که ما انسانها،

 تنها صفاتی را در دیگران تحسین میکنیم که اکتسابی باشد و آنان این ویژگی را با تلاش و

 جدیت و ممارست در خود ایجاد کرده باشند؛ و هرگز صفات ذاتی را تحسین نمیکنیم.

 به‌عنوان مثال نمیگوییم آفرین که چشمهایت چون نرگس مست است و مرحبا بر تو که قامتی رعنا همچون

 سرو داری! آفرین‌گفتن ما در چنین مواقعی از آنجا مضحک است که هیچکس در زیبایی چشم

 یا بلندی قامتش کوچکترین دخالتی نداشته و این ویژگی‌ها ژنتیکی است. 

ولی میگوییم: «آفرین، چه پسر مؤدبی...» چراکه نظم و ادب، ذاتی نیست و خود شخص،

 با تمرین و توجه و مداومت، آنها را به صورت عادت رفتاری درآورده است.

 اعتمادبه‌نفس نیز از آن ویژگیهایی است که ما با مشاهدهی آثار آن در دیگران، 

لب به تحسین میگشاییم. همین پدیده به‌خوبی روشن میسازد که این ویژگی قابل تحصیل است

 و میتوان آن را با تمرین کسب کرد.

کسی که پدر و مادری بیسواد دارد به بیسوادی و جهل محکوم نخواهد بود و میتواند تحصیل کند، 

چنان که بسیاری بودهاند و هستند که از خانواده‌هایی بیسواد یا کمسواد برخاستهاند اما با تلاش و اراده و همت فراوان، به مراتب بسیار بالای تحصیلی رسیدهاند.

البته ممکن است بپرسید همچنان که اگر پدر و مادر تحصیل‌کرده باشند در رشد 

و ارتقای تحصیلی فرزندشان فوقالعاده مؤثرند، آیا پدر و مادری که خود از خصیصه‌ی ارزشمند

 اعتمادبه‌نفس برخوردارند، به ایجاد و تقویت آن در فرزند خود کمک شایان نمیکنند؟

البته پاسخ مثبت است. اما بی‌شك اذعان دارید تضمینی وجود ندارد كه پدر و مادر تحصیل‌کرده، 

فرزندان تحصیل‌کرده به جامعه تحویل دهند و پدر و مادری که سرشار از خودباوریاند،

 همیشه هم فرزندی متکی به خود و دارای اعتمادبه‌نفس بار نمیآورند.

خانواده و پدر و مادر تنها میتوانند نقش تسهیلکننده و یاریدهنده را ایفا کنند و عامل مهم، 

خواستن، تمایل و همت و پشتکار خود شماست.

باور به این‌که اعتمادبه‌نفس پدر و مادر فرزندان را به کسب این ویژگی ترغیب میکند 

اما به هیچوجه تضمینکنندهی آن نیست، باید ما را بیش از پیش به تلاش برای تحصیل اعتمادبه‌نفس برانگیزد

 تا هم به خودمان کمک کنیم و هم به فرزندانمان، چه اکنون چه در آینده.

بنابراین برای اقدام به قصد ایجاد، بهبود یا پرورش اعتمادبه‌نفس، قبل از هرچیز این باور را در خود ایجاد کنید که اعتمادبه‌نفس اکتسابی است.

 شما در هر وضعیت که بزرگ شده اید در هر خانواده ای که رشد یافته اید و در هر موقعیت ناگوار 
و نامطلوبی که پیش از این قرار گرفته اید, باز هم میتوانید خودباوری و اعتماد به نفستان را ارتقا دهید.
به جای اینکه ذهن را به به اوضاع نامطلوب و نامساعدی معطوف کنید که به ضعف خودباوریتان منجر شده 
و بجای محکوم کردن اوضاع و احوال و محیط اطرافیان, در این باره فکر کنید.
که من میتوانم همه ی این ضعف ها را با تمرین های ذهنی و رفتاری جبران کنم 
و فردی با اعتماد به نفس فوق العاده باشم.


 منبع:hooraei.com
برچسب ها : اعتماد به نفس , مشاوره , سید مجتبی حورایی , خودباوری , مطالب گوناگون ,

  • تاریخ : جمعه 27 آذر 1394, 04:31 ب.ظ
دسته بندی : مشاوره , اعتماد به نفس , سید مجتبی حورایی ,

            اعتماد به نفس قسمت اول

باورهای خود را تغییر دهید



اعتماد به نفس چیست؟ آیا اعتماد به نفس، یک طرز تفکر، شیوه نگرش یا  باور خاص است که بر شخص حاکم است؟ آیا اعتماد به نفس، مجموعه رفتارهای مثبتی است که در شخص مشاهده میشود، یا صرفاً یک احساس درونی است؟ در حقیقت اعتماد به نفس تقابلی است از این سه پدیده: باور- رفتار- احساس اگرچه نقطهی شروع اعتماد به نفس باورهای مثبت و پیشبرنده است، هر یک از این سه، چون اضلاع یک مثلث بر دو ضلع دیگر اثر میگذارد. در واقع، هر باور و طرز تفکر مثبت، رفتار مثتبی به دنبال میآورد و بروز این رفتار، احساس مثبت خاصی در شخص ایجاد میکند.این احساس مثبت، آن باور اولیه را تقویت میکند و باورهای استوار، رفتارهای استوارتر و گستردهتری به دنبال دارند که به نوبهی خود سبب به وجود آمدن احساسی خوب و عالیاند. این چرخه به همین ترتیب عمل میکند: توجه داشته باشید، که نقطه شروع و عامل مولد و زایندهی اعتماد به نفس باورهای شخصی ماست.در ابتدای امر، عقاید و طرز تفکر ماست که از ما فردی واجد یا فاقد اعتماد به نفس می سازد. اگر خوب دقت کنید می بینید کسانی که سرشار از اعتماد به نفس و خودباوری هستند، باورهای مثبت، سازنده و الهام بخش فراوانی دارند که با آنها زندگی میکنند واز تکتکشان انرژی و نیروی حرکت میگیرند.هرچه این باورها پررنگتر میشود انگیزهی عمل و جرأت انجام نیز افزایش مییابد. از سوی دیگر، کسانی که اعتماد به نفس ندارند، متأسفانه ذهنی انباشته از باورهای نومید کننده و اندیشه های ویرانگر دارند و طبیعی است که هرچه این باورهای منفی، شدت و عمق بیشتری داشته باشد، جرأت و جسارت حرکت و عمل کمتر خواهد بود. بنابراین من و شما باید برای بهبود و پرورش اعتماد به نفس، قبل از هر چیز باورهایمان را بازسازی و اصلاح کنیم. تغییر رفتار، بدون اصلاح در نگرش و باور، هرگز نمی تواند به اعتماد به نفس کامل و پایدار منجر شود و تنها ممکن است در یک مقطع زمانی و مکانی محدود، به دیگران چنین وانمود کند که ما اعتماد به نفس داریم اما به زودی در پی تغییر شرایط زمانی و مکانی، روشن می شود ما از ابتدا دچار خلل یا فقدان اعتماد به نفس بودهایم. باورهای درست و مثبت: زیر ساخت اعتماد به نفس مرغوبیت آسفالت خیابان، هرگز تضمین کنندهی همواری مسیر و بی دردسر طی کردن آن نیست، مگر آنکه زیرسازی راه عالی انجام شده باشد. بیتوجهی کردن آن نیست، مگر آنکه زیرسازی راه عالی انجام شده باشد.بیتوجهی کردن و کمدقتی در زیرسازی، آسفالتهای مرغوب را هم ضایع میکند. باورهای صحیح، حکم زیرسازی خیابان و جاده را دارد و رفتارهای درست به منزله آسفالت و روکش کف خیابان است که قطعاً نبود و فقدان هر یک، مشکل ساز است. همانطور که بدون باورهای درست و مثبت نمیتوان اعتماد به نفس داشت، بدون عملی کردن این باورها نیز نمیتوان به جایی رسید.صرف داشتن باورهای خوب و مثبت چون« من به لطف الهی میتوانم»، اگر با رفتاری در همان راستا همراه نباشد هرگز به تحکیم اعتماد به نفس منجر نمیشود، مثلاً این که شما صرفاً باور داشته باشید در مقابل جمع صحبت کردن، ترس ندارد، شما را در این کار خبره و توانا نمیسازد، بلکه باید خود را وادار کنید با همان باور مثبت و محکم، جلوی جمع سخن بگویید و چندوچون آن را تجربه کنید. اعتماد به نفس چیست؟ اعتماد به نفس یعنی داشتن باور و احساسِ «من میتوانم»، به هنگام انجام کار یا وظیفهای که پیش روی ماست، صرف نظر از اینکه دیگران هم این توانایی را(کم یا زیاد) دارند یا ندارند.در حقیقت برای سنجش میزان اعتماد به نفس هرگز نباید در مقام مقایسهی خود با دیگران برآییم که ببینیم در زمینهای بخصوص، از دیگران بهتر و توانمندتریم یا نه.یعنی اهمیت ندهیم آیا فرد دیگری هم قادر به انجام کاری که میخواهیم انجام بدهیم هست یا خیر. به عنوان مثال، فرض کنید قرار است فردا برای جمعی صحبت(سخنرانی) کنید.برای این کار، اهم سرفصل های موضوعی را که بناست دربارهاش حرف بزنید روی کاغذ میآورید و پیشنویسی تهیه میکنید و براساس آن سخنرانی را تمرین میکنید؛ سپس به خود میقبولانید که توانایی انجام این کار را دارید و میتوانید از عهدهاش برآیید.در این مرحله نباید برایتان مهم باشد چند نفر دیگر هم، (حتی در میان کسانی که قرار است فردا پای سخنان شما بنشینند ) این توانایی و مهارت را دارند. باز تصور کنید میخواهید وسیلهای را بسازید یا تعمیر کنید.اعتماد به نفس یعنی پیشاپیش باور داشته باشید با اراده و همت و تلاشتان و البته با کمک خداوند مهربان، «میتوانید»این کار را به سرانجام برسانید.دیگر به این کاری ندارید که توانایی دیگران در این زمینه در چه حدی است.مهم این است که شما توانایی خود را به نسبت کارتان ارزیابی کنید نه در مقایسه با دیگران. ما برپایهی باور و احساسِ «میتوانم»، اعتماد به نفس داریم؛ در عین اینکه دیگران را هم افرادی توانمند میدانیم. همین تعریف و نگاه درست، مانع میشود که اعتماد به نفسمان بذر غرور و تکبر بیفشاند.در تعریف نادرست اعتماد به نفس، به خود القا میکنیم که از دیگران بالاتر، بهتر و توانمندتریم در حالی که دیگران از ما پایینتر، ضعیفتر و ناتوانترند. بنابراین اعتماد به نفس یعنی باور به اینکه شما: میتوانید با وجود همهی سختیها و مشکلات موفق شوید؛ میتوانید ضعفهای اخلاقی و رفتاری خود را اصلاح کنید؛ میتوانید بیسار بیش از اینها رشد و پیشرفت کنید؛ میتوانید در مسیر دستیابی به هدف ثابتقدم باشید؛ میتوانید مستقل باشید و روی پای خود بایستید؛ میتوانید هیجانات و عواطف و احساسات خود را مهار کنید؛ میتوانید و میتوانید و میتوانید. ادامه دارد...

منبع:hooraei.com

برچسب ها : سید مجتبی حورایی , اعتماد به نفس , مشاوره , خودباوری ,

صفحات سایت